کتاب و کودک

يه موضوعى كه قبل از به دنيا اومدن رونيكا در جهت آماده شدن براى بچه دارى خوندم و برام هم جالب هم عجيب بود خوندن كتاب براى بچه از زمان تولد يا حتى باردارى بود. به خودم مى گفتم بابا اين خارجيا چه قرتى بازيهايى دارن ديگه كتاب واسه بچه زير يكسال مگه مى شه آخه، بچه كتاب رو مى جوه، پاره پوره مى كنه اصلاً كه چى آدم كتاب جلو نوزاد بذاره. البته هنوز هم با توجه به حال و هواى شوكه شده والدين در ٢ ماه اول تولد بچه و ناسازگارى هاش و قوت قلبى كه در بدو ورودش دررابطه با راحتيه بزرگ كردنش مى ده، كتاب خوندن لا اقل براى من آخرين موضوعيه كه به ذهنم مى رسه، ولى به محض اينكه هم والدين و هم بچه خودشون رو پيدا كردن مى تونه گرينه جالبى باشه براى وقت گذروندن با هم.

رونیکا در حال کتاب خوندن
رونیکا در حال کتاب خوندن

يه مطلبى كه خوندم و خيلى توجيهم كرد اين بود كه وقتى بچه دنيا مياد حرفهاى مارو متوجه نمى شه با اين حال ما باهاش صحبت مى كنيم و براش شعر مى خونيم ياقبل از اينكه خودش بتونه اسباب بازى تو دستش بگيره و باهاش بازى كنه براش اسباب بازى مى خريم و سعى مى كنيم سرگرمش كنيم در نتيجه كتاب هم بايد همينطور باشه و نبايد فكر كنيم كه حتماً بايد به سنى برسه كه همه چيزرو متوجه بشه و بعد كتاب خوندن رو شروع كنيم. در وهله اول كتاب خوندن يكى از بهترين كارهاييه كه پدر و مادر مى تونن براى وقت گذروندن با بچشون انجام بدن چون هم از لحاظ تماسى يعنى بغل كردن و هم شنوايى يعنى گوش دادن به صداى والدين كه به گوش بچه خوش نواترين صداست براى بچه آرامش بخشه. در كنار همه اينها به قدرت تخيل، برقراريه ارتباط، يادگيريه ساخت كلمات،  شناخت محيط اطراف رنگ و شكل و غيره كمك مى كنه. حتى با شيوه تعريف كردن ما با تن صدا و مدل حرف زدن حسهاى مختلف ما آشنا مى شن. همچنين تشويقشون مى كنه كه اشاره كنن نگاه كنن لمس كنن وهيجان زده بشن. در ضمن اصلاً لازم نيست كه هر ماه يه كتاب جديد براشون بخريم اتفاقاً بچه ها از طريق تكرار ياد مى گيرن و از يه كتاب خسته نمى شن بلكه بهش عادت مى كنن و علاقمندتر مى شن.

با تمام اين دانسته ها اگر بگم من از قبل از تولد رونيكا براش كتاب خريده بودم دروغ گفتم يا حتى بگم تا امروز يكبارهم كتاب از دستمون نيفتاده باز هم دروغ گفتم. چون قرار صادق باشم مجبورم راستش رو بگم حدوداً دو ماه و نيمش بود كه  يه كتاب پارچه اى براش خريدم كه يه طرفش عكسهاى رنگى داشت يه طرفش عكسهاى سياه سفيد و قرمز چون اين رنگها تفاوت شكل هاو طرحهارو براى بچه واضح تر می كنن. يه برگ گل و گوش موش هم ازش بيرون زده بود كه خش خش مى كرد و جنسش متفاوت بود با بقيه قسمتها. يه آيينه نشكن هم داشت كه حالت كاغذى بود وچون برای بچه جالبه تو اكثر اسباب بازيها هست.  بعد يه كتاب موزيكال خريدم كه سه تا برگ داشت و شعرهاى مختلف رو پخش مى كرد. خيلى علاقه نشون داد و از اينكه من صداى بعضى از حيوونا رو واسش در مياوردم( آدم رو به چه کارایی وادار می کنن) خوشش ميومد و سعى مى كرد تكرار كنه. وقتى يكسالش شد كلينيكى كه براى چكاپ مى رفتيم بهش دو تا كتاب داد راستش به نظرم خيلى كتاباى مسخره اى اومدن مى گفتم آخه من چى از تو اينا واسش تعريف كنم ولى باور كنيد دو تا از قشنگترين و به درد بخورترين كلمه هارو از تو همون كتاب ياد گرفت. البته كتاب به انگليسى بود ولی من فارسى واسش تعريف مى كردم. داستانش اين بود كه اسب مى گه كى مى خواد بهش سوارى بدم حيوونايى كه اونجا بودن مى گن من من من من. بعد اسبه مى گه بپريد بالا موقع پیتیکو پيتيكو پاهام و بالا پايين مى بردم كه رونيكام مثلاً سوار اسبه. بعد حيوونا مى گن آقا اسبه تندتر برو. اسب مى گه محكم بشينيد منم پاهامو سريعتر بالا پايين مى بردم تا اينكه
اينقدر تند مى ره كه همشون از پشت اسب ميفتن زمين ولى باز بلند مى شن مى گن دوباره به ما سوارى بده دوباره دوباره.اين شد كه رونيكا كلمه من، دوباره و اسم و صداى اون حيوونارو  ياد گرفت.

يه كتاب خيلى جالب ديگه هم شب به خیر ماه بود. اون هم وقتى گرفتم فكر كردم خیلی جالب نيست ولى رونيكا عاشقش شد تو يكى از صفحه هاش يه موش كوچيك بود تمام صفحه هارو تند تند ورق مى زد برسه به موشه و بگه موس موس. خلاصه تا الان خيلى كلمه از تو همون كتاب ياد گرفته و شبها اصرار مى كنه چند بار ورق بزنيمش. يه كتاب هم براش خريدم به اسم حدس بزن چقدر دوستت دارم كه داستانش اينه كه بچه و مادرش هى براى هم مثال مى زنن كه هر كدوم چقدر اون يكى رو دوست داره راستش اولين بار كه خوندمش گريم گرفت خيلى احساساتى شدم اون هم خوندنش لذت بخشه و چيزاى جالبى مى شه به بچه ياد داد مثلاً دستاشو باز كنه بگه اينقدر دوست دارم.

رونیکا و رادین و کتابهاشون
رونیکا و رادین و کتابهاشون

 بعدهم كه رادين جان اومدو اولين بارى كه براش خوندم اينقدر قشنگ و با تعجب به صورتم خيره شده بود فهميدم خيلى دوست داره براش حرف بزنم . برام جالب بود كه كتاب تا چه حد مى تونه براى بچه هاى خيلى كوچيك هم جذاب باشه. از تمام كتابايى كه خريدم رونيكا خيلى

چيزا ياد گرفت و خوبيش اين بود كه من قصد آموزش نداشتم و براى سرگرمى مى خوندم ولى خودش با لذت و گوش دادن و نگاه كردن ياد گرفت. متاسفانه هنوز ايران نرفتم كه كتابهاى فارسى رو بشناسم ولى اين چندتا كتاب رو معرفى كردم چون برام خاطره ساختن و كلمه هاى بامزه اى رو به رونيكا ياد دادن.

کتابهای خوب بچه ها
کتابهای خوب بچه ها

شما چه كتابايى براى بچه هاتون خونديد كه براش خيلى جالب بوده و دوستش داره و براى شما خاطره ساخته؟

رايكاكاكاوند

You may also like

1 Comment

  1. تبریک میگم بهتون , الان که این خاطراتتونو میخونید احتمالا بیشتر خوشیهاش یادتون میفته تا سختیهاش , من که اول پست آلرژی و شیر دوشیدن رو خوندم حالا به هر پستی میرسم و میبینم چطور با اطلاعات خوب و علاقه زیاد راجع بهش حرف زدید میگم خدای من این همون مامانه که واسه ساده ترین غذا خوردن بچه ش اینقد اذیت شده ولی روحیه بازی و تفریح با بچه هاشو از دست نداده !!! خلاصه که دمتون گرم

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *