پستونک دادن یا ندادن

داداچ چرا شلوغ مى كنى آخه بذار يه كام بگيرم پسش مى دم بابا.

براى هرمادرى تو اون روزاى اول و مبهم تازه مادرشدنش، انگار تصميم گيرى راجع به هر مسأله اى چه كوچيك چه بزرگ حكم مرگ و زندگى رو داره، چون اون اولا خيلى براش مهمه كه همه چيزرو درست و اصولى و از رو مطالعاتش انجام بده به همين دليل هم گاهاً بين تحقيقات دانشمندان و سنتهاى خانوادگى سردوراهى قرار مى گيره. پستونك دادن يا ندادن يكى از اون تصميماست. اون روزايى كه بى قراريهاى بچه آدم رو مستأصل مى كنه، جاشو تميز مى كنى هنوز گريه مى كنه، شير بهش مى دى هنوز گريه مى كنه، آروغش رو مى گيرى هنوز گريه مى كنه، فكر مى كنى شيرت كم بوده كمكى مى دى هنوز گريه مى كنه، آهان زياد خورده حتماً دل درد داره پشتش رو مى مالى نه ديگه گريه نمى كنه خوابش مى بره ولى بعد از يه ربع دوباره بلند مى شه و هنوز گريه مى كنه خلاصه يكى مثل من با دودلى و ترس و لرز تسليم مى شه و پستونك رو مى ده و آماده بازى درآوردنهاى بچه واسه سينه گرفتن مى شه، يكى هم اصلاً نمى ده چون خيلى مى ترسه فرم دهن بچش خراب شه يا حرف زدنش به تاخير بيفته يا روشهاى بهترى براى آروم كردن بلده يا بى قراريها رو بهترتحمل مى كنه يا هركارى مى كنه بچش اصلاً پستونك نمى گيره.
تو حالت اول سختيش موقع گرفتن پستونك از بچه خواهد بود تو حالت دوم سختيش اينه كه بچه دكمه سكوت نداره چون دقيقا پستونك بعضى اوقات مثل همون دكمه قطع صداى روى كنترل عمل مى كنه. دادنش مى گن يه مزيتهايى هم داره به شرط اينكه بين شش ماهگى تا يكسالگى گرفته بشه و مشكلاتى داره اگر طولانى بشه. حالا براى منى كه قبل از به دنيا اومدن رادين يعنى تا قبل از ١٥ ماهگى رونيكا ازش نگرفتم و بعد از به دنيا اومدن رادين هم به خاطر اينكه رادين استفاده مى كرد دوباره نتونستم ازش بگيرم كار بسيار سخت شده.
يكبار از روشى كه اصلاً جالب نيست استفاده كردم ودر نهایت بی رحمی به پستونكش ادكلن زدم ولى انگار نه انگار به چشم من زل زدو مكيد مى گفتم رونيكا خيلى بدمزه است بده مامان ولى اصلاً تسليم نشددرنهايت مجبور شدم ازش بگيرم يه دونه بى ادكلنش رو بهش بدم و دیگه چون ترسیدم ضرر داشته باشه امتحان نکردم. بعد تصميم گرفتم محدودش كنم فقط به ساعتهاى خواب ولى هر وقت مريض مى شد كنترلش از دستم خارج مى شد. تا اينكه الان بهش مى گم اگر پستونك مى خواى بايد برى بخوابى ولى اگه از رو تشک بلند شى بخواى بازى كنى يا از اتاق برى بيرون بايد بديش به من، اون هم خب اكثر مواقع اگر ببينه برنامه جالبترى هست بى خيالش مى شه چون خيلى دوست نداره يه جا ثابت بشينه. حالا تصميم دارم از رادين شروع كنم چون اون خيلى پستونكى نيست اگر باشه استفاده مى كنه اگر نباشه خودش خوابش مى بره تو اكثر مواقع هم رادين رو بهش نشون مى دم كه ببين اونم پستونك نداره، شايد اگر موفق شم از رادين هم كلاً بگيرم رونيكا راحتترقبول كنه كه ديگه نبايد استفاده كنه.
تو اين عكس هم وقت خواب ظهرشون بود و شديداً دوتاشون خوابشون ميومد ولى وقتى رفتيم تو اتاق طبق معمول كه قبل از خواب بايد پاشن چندتا چرخ تو اتاق بزنن پاشدن و رونيكا كه پستونكش رو انداخته بود زيرپتو هراز گاهى چند تا ميك به پستونك رادين مى زد تا انرژى بگيره دوراشو تو اتاق كامل كنه، خب رادين هم چندبارى گذاشت ولى كم كم كه رونيكا شروع كرد به كشيدن پستونك اون هم شاكى شد كه ديگه يعنى شورشو درآوردى هيچى نمى گم.
حالا اگر شما تجربه از پستونك گرفتن داريد و راهكارخوبى بلديد لطفاً با من درميون بذاريد.

رایکاکاکاوند

You may also like

1 Comment

  1. سلام رایکا جان،من هنوز مادر نشدم ولی تقریبا هم سنم باهات،برای مادر شدن ترس عجیبی از مسیولیتا دارم و اینکه میترسم باید خودم و فراموش کنم، هر وقت پیج اینستاتو چک میکنم مادر شدن برام جذاب میشه،لطفا در مورده قبل از مادر شدنت هم تجربه هات و بذار،البته فقط این دلیل بچه دارنشدنم نیست میخام شرایط زندگیمون هم ب نقطه ایده ال تو ذهنم برسه ممنونم ازت و عاشقه بچه هاتم مخصوصا رادین.،

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *