خوردن جامدات

زادین دز حال توت فرنگی خوردن

يكى ديگه از نقاط عطف رشد بچه ها وقتيه كه مى تونن جامدات بخورن يعنى در كنار اسباب بازيو كاغذو اينا مى تونن غذا بخورن. چون به سن ٦ ماهگى كه مى رسن  سيستم گوارششون به اندازه كافى قوى شده و تواناييه هضم غذاهاى جامد رو خواهند داشت

هرچند نزديك شدن به اين اتفاق خيلى هيجان انگيزه و مادرخيلى مشتاقانه منتظره كه بچش ٦ ماهش بشه و با عشق براش غذا درست كنه ولی هیچوقت تا موقعش نرسه نمی دونه چی در انتظارشه. من هم فکر می کردم اینبار هم مثل رونیکا راحت باشه ولی یادم نبود که بچه ها

چقدر می تونن متفاوت باشن. و الان فهمیدم شروع غذا خوردن برای بچه ها دو حالت داره يا مثل رونيكا بچه از اول راحت از غذا استقبال مى كنه يا مثل رادين هر بار حالت تهوع مى گيره. البته به حالت اول هم نمی شه دل روخوش كرد با اين حال اينكه بچه راحت شروع كنه واقعاً

امتيازه.

 اونى كه اولش خوب بوده كم كم بد غذا مى شه مثل الانه رونيكا كه اول بو مى كنه بعد يه ذره لبشو مى زنه بعد فرار مى كنه به زور با قسم مى گم يه قاشق بخور بدت اومد ديگه نخوراونم که چپ و راست مى گه نه نه.

رونیکا عاشق پوره میوه های آماده است من یه مدت تصمیم گرفتم نخرم و خودم درست کنم ولى اصلاً استقبال نكرد.  منم فكر كردم شايد پوره هاى بيرونو به خاطر مدل خوردنشون دوست داره واسه همين جا پوره ايه چند بار مصرف خريدم كه خودم درست كنم بريزم تو اونا

شايد بخوره ولى تا يه ذره مى خوره بهم پس مى ده مى گه ننننه.

حالت دوم

رادين كه از اول تكليفش معلوم بود،  يه قوطى ٩٠٠گرمى شيرخشك رو به خاطرش ريختيم بيرون چون مزه اش رو دوست نداشت لباشو يه جورى به هم فشار مى داد از وسطش نخ رد نمى شد. وقتى هم كه  شيشه رو مى ذاشتم تو دهنش شيرو قورت نمى دادو همينجورى از دو طرف لبش شير مى ريخت بيرون. حالا تصور كنيد به ايشون بخواى غذا بدى، يه جورى عق مى زد كه ميفتادم به قسم دادن كه آخ آخ تورو خدا بالا نيار ديگه نمى دم.

رادین دوست نداره غذا بخوره
رادین دوست نداره غذا بخوره

 ديگه اگه غذاش هم غليظ بود بیشتربدش میومد. هر چی روزها می گذشتن و رادین اصلا راه نمیومد بیشتر ناراحت می شدم بعضی موقعها با اینکه خونده بودم اصلا نباید اصرارو اجبار کرد باز اصرار می کردم بعد که می دیدم باز می خواد بالا بیاره پشیمون می شدم به خودم می گفتم آفرین واقعا خیلی به چیرایی که می خونی عمل می کنی ولی مادرهمیشه توجیهات خودش رو داره فکر می کردم شاید با اصراربشه.

 مادرهايى كه يه زمانى حال و روز من رو داشتن بهم گفتن كه اشتباه كرده بودم و بايد از چهار ماهگى با طعم غذا آشناش مى كردم يعنى بايد از غذايى كه واسه خودمون درست مى كردم كمى هم به اون می دادم. خلاصه كه آشناش نكرده بودم و بدجورى درگيرى پيدا كرده بودم. چقدر غذا حيف و ميل شد هر چى واسش درست كردم يا آماده خريدم مجبور شدم بريزم دور، انقدرم بى مزه بودن كه حتى رونيكام حاضر نبود بخوره. آخه نه مى شه نمك زد نه شكرى نه عسلى معلومه رادين بد غذا خوشش نمياد از اون غذاهاى بى مزه بخوره با اینکه همه اون غذاهارو بدون مشکل به رونیکا داده بودم اما رادین قبول نمی کرد.

نه اينكه به هيچى لب نزنه مثلاً اون هم از پوره ميوه وماست ميوه اى بدش نيومد ولى اولش حالش بد مى شد بد كم كم خوشش ميومد، ولى بعضى غذاهارو اصلاً راه نداشت اصرار كنم. با روش قاشق خيلى اذيتم كرد مى دونست مى خوام غذا بدم دهنشو باز نمى كرد منم اسباب بازى مى دادم دستش تا دهنش رو باز مى كرد اسباب بازى رو بذاره تو دهنش قاشق رو مى ذاشتم تو دهنش مهم اين بود كه قاشق اول رو يه جورى بهش بدم كه اعتماد كنه و خودش دهنشو باز كنه. كلاً بی اعتماد بود بدون اينكه بدونه چى مى خوام بهش بدم روشو مى كرد اونور. بعد ديدم نمى شه شايد از قاشق خوشش نمياد گفتم يه روش ديگه رو امتحان كنم يعنى غذاى پخته رو در ابعاد مناسب خورد كنم و بذارم جلوش تا خودش از خودش پذيرايى كنه ولى فقط باهاشون بازى مى كردو مى ريخت زمين. اين روش هم كمكى بهم نكرد و قاشق گزینه بهتری بود. يه چيزه ديگه هم  كه ازش استقبال كرد موز بود كه من با يه وسيله اى كه زمان رونيكا خريده بودم بهش مى دادم. وسيله جالبيه ميوه يا سبزيجات رو مى ذارى تو يه تورى كه يه دسته داره بعد بچه خودش مى تونه بگيره دستش و تورى رو گاز بزنه و ميوه يا سبزيجات رو پوره كنه. خوبيش اينه كه بچه كلى باهاش درگير مى شه، واسه خارش لثه هم خيلى خوبه، خيال آدم هم راحته كه ميوه از دستش ليز نمى خوره بره تو گلوش.

رادین لثه هاشو ماساژ می ده
رادین لثه هاشو ماساژ می ده

يه وسيله خيلى خوبه ديگه هم كه خريدم بخارپز و آسياب مخصوص غذاى بچه بود كه ماركش اَوِنته. خيلى راحت مى كنه كارو ١٥ الى ٢٠ دقيقه طول مى كشه كه سبزيجات و گوشت رو بپزونه بعد سروتهش مى كنى آسياب مى كنه فقط صداش يه كم ترسناكه كه اگه بچه تو آشپزخونه باشه بايد وسطاش رقصو بشکن بشکن ومسخره بازى درآورد بچه تا خندش گرفت دوباره دكمه رو بزنى بازكه چشماش گرد شد مسخره بازى اين روند ادامه داره تا اينكه به اندازه كافى غذا آسياب شه.

غذاساز بچه
غذاساز بچه

و اما خبر خوب اين كه واقعاً راسته كه مى گن زمان خيلى از مسائل رو حل مى كنه و رادين بالاخره يك  هفته است كه با اشتياق غذا مى خوره. و كافيه يه چيزى دست ما يا رونيكا باشه به سرعت خودشو می رسونه  و از سرو كولمون بالا مى ره كه ازمون غذا بگيره و دوست داره همه چیز رو امتحان کنه شاید خوشش نیاد ولی همین که مشتاقه عالیه.

سوپ رشته فرنگى غذای برترسال معرفی می شه که رادين دهنشو با ميل و اشتياق براى قاشقهاى بعدى باز كرد و من رو از نگرانی نجات داد. بالاخره بعد از دو ماه به غذا خوردن عادت كرد.

معلومه زمان احتیاج داشته تا عادت کنه و الان که فکر می کنم می بینم رونیکا از مدتی قبل از اینکه شش ماهش بشه علاقه شدیدی به غذاهای ما نشون می داد مثلا موقعی که ما غذا می خوردیم وبغل ما بود می خواست بپره رو بشقاب غذای ما ولی رادین الان که هشت ماهش شده اون حالت رو داره و می خواد همه چیز رو امتحان کنه. در اصل ازچند موردی که نشون می ده بچه آماده شروع خوردن جامداته رادین فقط یکیش که نشستن و گردن نگه داشتن بود رو داشت و موارد دیگه مثل تواناییه هول دادن غذا با زبونش به عقب و هیجان رو نداشت. البته الان که بالاخره راه افتاده اینقدر عاقلانه فکر می کنم وگرنه تا قبلش می ترسیدم اصلا عادت کنه که الان به عقل خودم شک می کنم.

و اما ليست بعضی ازغذاها و ميان وعده هايى كه در کنار غذاهای ایرانیه خودمون برای بچه ها درست می کنم البته رادين كه تازه به جمع غذاخورها پيوسته و بعضیاش رو نمى تونه امتحان كنه ولی در آینده نه چندان دور اون هم به رونیکا می پیونده.

پوره ميوه هاى پخته

ميوه

ماست ميوه اى

پوره آووكادو وموز نپخته با كمى پودر شكلات كه براى بچه بالاى يكسال مى شه با عسل شيرينترش كرد.

راستى مى دونستيد به بچه زیریکسال نباید عسل داد چون ممكن حاويه باكترى باشه كه باعث مسموميت بوتوليزم مى شه و خيلى خطرناكه به همين دليل اصلاً توصيه نمى شه.

عدسى

سوپ

نون تست آغشته به زرده تخم مرغ رو سرخ مى كنم چون سفيده حساسيت زاست

پن كيك

 املت اسفناج و قارچ كلاً هر سبزيجاتى با پياز تفت داده بشه برای املت مناسب مى شه.

پوره سيب زمينى یا سیب زمینی شیرین

كتلت مرغ، گوشت، ماهى، سيب زمينى و غيره رو گرد درست مى كنم مى ذارم سر چوب بستنى ولى بدش زود ازش مى گيرم تا چوب بستنى رو نكنه تو گلوش.

چون اصرار دارم بروكلى بخوره و نمى خوره خردش مى كنم مى ريزم تو سبزيه كوكويى كه معلوم نشه.

رونيكا برعكس رادين اصلاً موز دوست نداره يعنى چون حساسيت داشت و نخورد الان كه مى تونه بخوره بهش عادت نداره.

كيك موز درست مى كنم و با خرما يا عسل شيرينش مى كنم گردومى ريزم توش و حتى در بيشتر موارد با آرد نارگيل درست

مى كنم كه يه كيك كاملاً مقوى و رژيميه ولی مى مونه رو دسته خودم چون رونيكا يه كمش رو مى خوره بعد از جلو چشمش ميفته.

آجيلى كه بهش  حساسيت نداره مثلاً رونيكا عاشق پسته است.

نون سيب زمينيه ایرلندی .

هموس خونگى باتيكه هاى نون تست

آب گوشت و مرغ رو تو ظرفهاى خيلى كوچيك فريز مى كنم و اگر سبزيجات يا هر چى بپزم ازشون استفاده مى كنم.

ظرف های کوچیک برای فریز کردن غذا و آب گوشت و مرغ
ظرف های کوچیک برای فریز کردن غذا و آب گوشت و مرغ

مثلاً اگر براى خودمون مرغ و پلو مى پزم قبل از نمك ريختن براى رادين جدا مى كنم و با آب مرغ و گوشت آسيابش مى كنم اكثر غذاهاى خودمون رو مى شه به همين طريق به رادین داد.

 مقدار قابل توجهى خوراکیهای مخصوص بچه ها

و در آخربعضی مواقع هله هوله های بزرگترها البته نه اینکه هله هوله خوب باشه ولى من مامان خوبى نيستم و به بچه هام هله هوله هم مى دم

قابل عرضه که موارد بالا از سمت من تهيه مى شه ولى راستش رو بخواید ازشون یا استقبال نمى شه يا يكبار استقبال مى شه و ديگه طرفش نمياد. سيب زمينى در هر فرمى هميشه با استقبال رونيكا مواجه مى شه.

من جداً هروقت غذا يا كيك مى پزم وقتى آماده مى شه و رونيكا خانوم تشريف مياره واسه تست مثل اينايى كه مسابقه آشپزى شركت كردن هى تو خودم استرس دارم و دعا مى كنم بپسنده. ولى يه كار خوبى كه كردم و از خودم راضيم اينه كه وقتى به رونيكا اصرار مى كنم يه قاشق بخوره مى گم يه قاشق بخور اگه بد بود ديگه نخور، اگر گوش بده و امتحان كنه ولى خوشش نياد ديگه اصرار نمى كنم كه دفعه بعد حداقل يه بار روامتحان كنه بلکه خوشش بیاد.

در نهايت اينكه اين بدغذاييها بالاخره تموم مى شه و تا اون موقع ما دست از تلاش بر نمى داريم.

لطفاً برامون بنويسيد كه شما به کوچولوهاتون چه غذاها و ميان وعده هايى مى ديد که همه از هم ایده های خوب بگیریم.

رایکاکاکاوند

رادین جونی آب می خوره
رادین جونی آب می خوره

You may also like

2 Comments

  1. سلام من امريكا زندگي ميكنم و يه پسر ٦ ماه دارم به اسم برديا، اينجا دولت به بچه ها انواع پوره ها رو ميده از انواع ميوه وسبزيجات و انواع گوشت هاو پسر من عاشق همش هست فقط پوره گوشت بوقلمون رو دوست نداره، و مهمترين چيز براي غذا يه جور پودر برنج و گندم هست به اسم رايس سريال و اوت ميل كه فقط كافيه با شير بچه كه گرم باشه مخلوطش كرد و به بچه داد ، خيلي مناسب براي شب هست چون بچه رو خيلي سير نگه ميداره، پسر من دوست داره خودش غذا بخوره و چون خيلي لثه هاش ميخواره من گوشت رو كبا ميكنم مثل كباب برگ كه سفت هستش و ميدم دستش كه بخوره، نميتونه تيكه كنه ولي اب گوشت رو ميخوره و لثه هاش هم ماساژ ميشه.

  2. سلام آزاده جان، خداروشكر كه پسرت اذيتت نكرده و از خوردن استقبال كرده رونيكا هم همينطور بود. راستش من اون اولا به رادين سريال و اينا مى دادم ولى چون آمادگى نداشت بدش ميومد در صورتيكه رونيكا از اول دوستشون داشت ولى من تا حالا هميشه به عنوان صبحانه دادمش. يه چيز جالب اين كه همون موقعم كه رادين از اكثر چيزا بدش ميومد از كباب فوق العاده استقبال كرد و ما مى خنديديم مى گفتيم مگر اينكه ايرانى نباشى، و مطمئناً علت علاقش همون ماساژ لثه هاش بوده.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *