ازپوشک گرفتن رونیکا

استاد رونیکا در حال آموزش روی لگن نشستن

رونيكا حدوداً ١٥ ماهش بود كه وقتى كارشماره ٢ داشت مى گفت جيش چون هربار كه با من تشريف مياورد دستشويى براش توضيح مى دادم كه چرا مى خوام برم دستشويى يا دارم چى كار مى كنم، يا وقتى باباش دستشويى بودو رونيكا پشت در گريه مى كرد بهش مى گفتم بابا رفته جيش كنه، اونم اين كلمه رو خوب ياد گرفته بود. ولى برای ادرارش چيزى نمى گفت البته انگار طبيعيه چون يه جا خوندم كه بيشتر بچه ها مدفوعشون رو قبلتر از ادرارشون مى تونن كنترل كنن.

 مامانم پيشنهاد داد حالا كه رونيكا تا حدودى كارشو مى گه  تا برنگشته ايران با رونيكا تمرين و شروع كنم ولى من اصلاً آمادگيش رو نداشتم و مخالفت كردم گفتم حالا چه عجله ايه، تا رادين خودش شيشه شيرش رو دستش نگيره رونيكارو از پوشك نمى گيرم، اگه وسط شير دوشيدن من هى بخواد بره دستشويى يا رادين گرسنه اش باشه رونيكا بخواد كار شماره ٢ بكنه و طول بكشه اذيت مى شم در ضمن درسته كه مى گه ولى من بعيد مى دونم خودش هم كاملاً آمادگى داشته بشه.

از كجا مى شه فهميد آمادگى دارن؟ (ترجمه مستقيم از سايت بيبى سنتر)

نشونه هاى فيزيكى

بتونن راه برن، يا حتى راحت بدون

كارشماره ٢ شون تو زمان مشخص اتفاق بيفته

حداقل پوشكشون دوساعت خشك باشه كه نشون دهنده اينه كه ماهيچه هاى مثانشون به اندازه كافى رشد كرده كه بتونه ادرار رو نگه داره.

نشونه هاى رفتارى

يكجا ساكت حدود ٢ تا ٥ دقيقه بشينن

بتونن شلوارشون رو بالا و پايين بكشن

از پوشك كثيف احساس ناراحتى كنن

به ديدن دستشويى كردن والدين يا لباس زير پوشيدنشون علاقه نشون بدن

موقع انجام شماره ٢ علائم فيزيكى نشون بدن مثل اسكوات رفتن يا صدا درآوردن يا حتى گفتن

علاقه نشون دادن به استقلال

از كارهايى كه خودش انجام مى ده احساس افتخار كنه

دربرابر يادگيرى براى از پوشك گرفتن مقاومت نكنه

دركل در مرحله همكارى باشه نه مخالفت

نشونه هاى شناختى

فهميدن حركتهاى فيزيكى كه نشون بده بايد بره دستشويى

دستورالعملهاى ساده رو انجام بده مثل برو اون اسباب بازى رو بيار

بفهمه كه گذاشتن وسايل سرجاى اولشون ارزش داره

كلمه هاى مخصوص براى ادرارو مدفوع رو بتونه به زبون بياره

البته لازم نيست همه مراحل بالا رو بچه مو به مو انجام بده چندتاش رو هم نشون بده كفايت مى كنه.

تو چندماهى كه صبر كردم رونيكا چندتا ديگه از اين علائم رو هم نشون داد. كه وقتى ٢٠ ماهش شدو رادين ٥ ماهش بود براش لگن و يه كتاب داستان راجع به استفاده از لگن خريدم و خواستم كم كم آشناش كنم. روش مى شوندمش و كتاب رو واسش مى خوندم ولى در حد بازى نه اينكه جدى جدى بخوام روش كارى كنه، كم كم چندبارى هم بدون پوشك نشوندمش و نتيجه داد. حتى واسه اينكه كامل متوجه بشه چى به چيه چندبارى كارشماره ٢ شو از پوشكش خالى كردم تو لگنش و نشونش دادم بايد بندازيمش تو چاه و سيفون رو بكشيم و بگيم باى باى. تو اون مدت براى تمرين جدى و مداوم منتظر بودم آخرهفته بشه كه كيوان خونه باشه و مراقب رادين تا من راحت با رونيكا مشغول بشم چون مى دونستم دو سه روز اول سختترين روزها خواهد بود ولى اون آخرهفته هيچوقت نيومد تا سه هفته پيش كه ديگه رونيكا ٢٥ ماهشه.

 اين مدت كه مامانم لندن بود و مى تونست مراقب رادين باشه منتظر وقت مناسب بودم كه بتونم تمرين رو با رونيكا شروع كنم كه ٣ هفته پيش كه هوا سردوبارونی بود ديدم شرايط مناسبه.

براش شرت شخصيت كارتونى مورد علاقه اش، پِپا پيگ رو خريدم و پاش كردم و در همون ضمن توضيح مى دادم كه چرا شرت پاش مى كنم. لگنم  گذاشتم جلو تلويزيون و هر نيم ساعت يادآورى مى كردم بهش ولى هر يه ربع ادرار مى كرد از چند قطره تا كمى بيشتر خيلى دلسرد شده بودم چون مى ديدم وقتى بهش توضيح مى دم كم محل مى كنه. از طرفى هم خودم رو سرزنش مى كردم كه كاش اون موقع كه مى گفت باهاش تمرين كرده بودم. برخلاف اينكه فكر مى كردم رادين بزرگتر شه راحتتر خواهد بود سختتر بود چون  رادين شيفته لگن شدو اگه رو زمين باشه همش مى خواد باهاش بازى كنه حتى وقتى رونيكا روش مى شينه هى رونيكارو هول مى ده اينه كه گزينه اى كه لگن حاضر آماده رو زمين باشه رو از دست دادم و دائماً بايد برش دارم و دوباره بذارم.

يه زيرانداز ضدآب هم انداختم رو صندلى و هر جايى كه مى نشست كه اگر تصادفى رخ داد جذب زيراندازش بشه.

بعد از دوروز فاصله ادرارش تنظيم شد و راحتتر مى تونستم حدس بزنم كه كى موقعشه.

تو هفته دوم بيشتر مواقع مى گفت يا اگر نمى گفت از حركات دستش كه مى برد طرف اون ناحيه متوجه مى شدم كه مى خواد جلوشو بگيره. يعنى يه موقعهايى مثل شكارچى بايد تو كمين نشست. اگر سخت مشغول شيطنت بود رو لگن نمى نشست و همون موقع كه بهش مى گفتم بشينه و مى گفت نه نه با اختلاف ١٠ دقيقه من رو تبديل به كوزت مى كرد.

دراين ميون چندبار كه بيرون بردمش پوشكش كردم كه كار اشتباهى بود چون گيجش كردم و فرداش ديگه نمى گفت. اين شد كه تصميم گرفتم هروقت بيرون ميرم بازش بذارم ويه لگن مسافرتى براش خريدم كه اگر جايى رفتيم و دستشويى نبود ازش استفاده كنم البته مى دونم كار سختيه ولى يه مدته بهتر از گيج كردنش خواهد بود كه منجر به طولانى تر شدن خواهد شد.

در كل دستشويى رو بيشتراز لگن دوست داره شايد چون اداى بزرگترهارو در مياره به شلنگ اشاره مى كنه بعد خودش دستمال مى كنه كه خشك كنه، بعد در توالت رو مى بنده سيفون رو مى كشه مى گه باى باى، بعد هم كه دستش رو مى شوره و خود دست شستن واسش بازیه.

البته خوبيه لگنش هم اينه كه وقتى توش كارى كنه آهنگ مى زنه و احتياجى نيست كه دائماً چك كنم كه اتفاق افتاده يا نه. اگر هم تو لگن كارى كنه خودش كاسشو بر مى داره راه ميفته بره مراسم رو انجام بده منم از پشتش با ترس و لرز مى گيرم كه نريزتش.

تمام اين مدت هر بار دستشويى كردن همراه باسرگرمى و هيجان بوده، يا واسش كتاب خوندم يا تو يوتيوب آهنگ و داستان راجع به رو لگن نشستن گذاشتم.

يه تور بسكتبال داره جلوش نگه مى دارم از توش توپ رد مى كنه خلاصه با يه چيزى مشغوله كه نخواد پا شه.

به عنوان جايزه ديوار كنار توالت فرنگى محل چسبوندن عكس برگردون شده و بعد از هربار گفتن و موفقيت مى تونه عكس برگردون رو ديوار بچسبونه. يه جايزه خيلى مهيج ديگه حباب درست كن بود كه الان هر بارکه بگه مى گيره و كلى سرگرم مى شه البته كثيف كارى زياد داره چون ايشون زيادى استقلال طلب شدن و خودش مى خواد مايعش رو دستش بگيره و فوت كنه كه بعضى اوقات مى ريزه زمين ولى چون در جهت يادگيريش هست مجبورم كنار بيام. در كل رشوه اى كه دوست دارن بايد بهشون داد كه كم كم به دستشويى رفتن و گفتنش عادت كنن. حتى به دوستان و آشنايان هم اعلام مى كنم و اونهام براش دست مى زنن و كلى كيف مى كنه. البته مى گن خيلى هم شور جايزه و هيجان زده شدن رو نبايد در آورد كه اگر اتفاقى افتاد و بچه نتونست كارش رو بگه خيلى تو خودش نشكنه. هر بار هم كه ايشون كارشون رو هرجايى به جز توالت كردن ما با زبونى بسيار خوش و مهربون بهشون گفتيم اشكال نداره اتفاق بود ولى دفعه بعد زودتر بگو بعد هم با روى خيلى گشاده و با عشق (الكى) زمين رو پاك كردم كه خدايى نكرده بچه نترسه و استرس نگيره، بله اين روانشناسا اين روزا بدجورى دست مارو بستن تا جاييكه كيوان به شرايطشون غبطه مى خوره.

رونیکا و جایزه هاش
رونیکا و جایزه هاش

درحال حاضر تو هفته سوم هستيم اكثر مواقع مى گه ولى اگر شديداً مشغول شيطنت و كارتون ديدن باشه نمى گه و خودم بايد حتماً ببرمش. بدون پوشك بيرون بردن رو هم امتحان كردم تو كالسكه اش زيرانداز انداختمو چند دست لباس و شرت هم براش برداشتم خودمم حسابى براى چند تا اتفاق آماده كردم. هر دوساعت بردمش دستشويى و خداروشكراتفاقى رخ نداد و تجربه خوبى بود.

خلاصه تو اين مدت به اين نتيجه رسيدم كه خيلى نبايد سخت گرفت و اين آمادگى رو به خودم دادم كه اگر نشد تحت فشار نذارمش و اجازه بدم تا آمادگيش رو پيدا كنه چون بعضى از بچه ها از لحاظ روانى ٣ سالگى يا حتى ٤ سالگى آمادگى پيدا مى كنن.در حين تصادفايى كه پيش ميومد با خودم تصميم گرفتم اگر خوب پيش نرفت ناراحت نشم و اصلاً به چشم تمرين بهش نگاه نكنم و فكر كنم چون هوا خوبه و مى تونه با شرت تو خونه بگرده بازش گذاشتم حالا اگر تمرين جواب داد كه خيلى خوبه اگر نه كه چندوقت بعد امتحان مى كنم.

 به نظرم اصلاً نبايد عجله كرد و تا نشون دادن آمادگى خود بچه بايد صبر كرد و اصلاً به حرف ديگران كه چه موقع بايد بچه رو از پوشك گرفت توجه نكرد. خيلى موقع ها شنيدم كه به يه مادر گفتن اوووو هنوز بچه رو پوشك مى كنى؟حالا بچه چند سالشه دو سال. چون خود اون شخص يا فلانى از يكسالگى بچشون رو از پوشك گرفتن ولى واقعاً دليل نمى شه اين فشاررو روى يه مادر ديگه كه در نهايت منجر به اذيت کردن بچه مى شه بذارن. نمى دونم دليل اين استرس دادنهاى بيخود به مادرا چيه متاسفانه جلوى اين سوالهارو نمى شه گرفت ولى آدم بهتره تحت تاثير قرارنگيره و مقايسه نكنه چون بچه ها متفاوتن حتى اگه خواهرو برادر باشن. بهترين زمان براى اينكار رو خود مادر تشخيص مى ده، به قول معروف هيچكس با پوشك دانشگاه نرفته كه بچه هاى ما برن. دير يا زود اين راهيه كه همه مادرا با بچه هاشون طى مى كنن و هركس تجربه خاص خودش رو خواهد داشت كه در آخر به خودمون مى باليم كه يكى از مهمترين نقاط عطف زندگيه بچمون رو كه احتياج به ياد دادن ما داشته با صبروتحمل به پايان رسونديم و تبديلش كرديم به خاطره اى شيرين از روزهايى كه براى ادرارو مدفوع كردن بچمون تو دستشويى دست مى زديم و هورا مى گفتيم و مى رقصيديم.

استاد رونیکا قرار سال دیگه داداشش رو از پوشک بگیره
استاد رونیکا قرار سال دیگه داداشش رو از پوشک بگیره

 ضمن آرزوى موفقيت روز افزون براى اتمام اين عمليات هيجان انگيزو سخت، لطفاً از تجربه هاتون بنويسيد و مطمئن باشيد خيلى به درد من و بقيه مى خوره فقط اگر كسى بگه تونسته تو سه روز بچشو از پوشك بگيره نمى بخشمش

رايكاكاكاوند

You may also like

7 Comments

  1. باز هم سلام…من هم در کمال خونسردی ولی با دندون های فشرده از حرص :دی به همه میگم شرایطشو داشته باشیم این مرحله رو انجام میدیم… اصرار عجیبی دارند همه برای اظهار نظر در مورد همه چی!!!
    خوشحالم که سه هفته ی پرکار رو با موفقیت و صبر پشت سر گذاشتید 🙂

    1. سلام، واقعاً نمى دونم ديگران به اين مسأله چه كار دارن، يكى ديگه زحمت خريدن و عوض كردن پوشك رو مى كشه بقيه دلشون مى سوزه. ولى آدم بايد سعى كنه اهميت نده و به خاطر حرف ديگران بچه رو تحت فشار نذاره، چون واقعاً آمادگى مى خواد.

  2. سلام…من پسرم ۲۰ ماهشه و تقریبا از ۱۷ ماهگیش وقتی جیش داشته یا کار دوم داشته دست زده به پوشکش و گفته جییش…براش لگن خریدم ولی به عنوان اسباب بازی باهاش بازی میکنه و حاضر نیست بشینه روش…شب ها هم معمولا پوشکش خیس نمیکنه و صبح ها کارش و میکنه…حس میکنم شاید آمادگی آموزش پوشک گرفتن وقتش باشه..ولی نمیدونم چطور شروع کنم؟از طرفی استرس اینکه بدون پوشک بخواد تو خونه راه بیوفته رو دارم 😀

    1. سلام عزيزم، من هم فكر مى كنم حالا كه مى گه آمادگيش رو داره. ولى شيطنت نمى ذاره رو كارى تمركز كنن. من كه با دخترم همچنان مشغولم، هنوز طى روز اتفاقات ناگوار داريم ولى مى دونم همش از شيطون بودنشه كه نمى خواد از بازى دست بكه. بالاخره كه دير يا زود بايد شروع كنيدو تو خونه اونجورى بچرخه😄 حالا كم كم بازى بازى باهاش شروع كنيد، از اون زيراندازهاى ضدآب هم بگيريد و همه جا زيرش بذاريد ولى بعضى اوقات هم ديگه رو زمين و مبل اتفاق ميفته، اميدوارم مطلبم به دردتون خورده باشه و هروقت شروع كرديد با موفقيت پيش بره😊❤️

  3. سلام ميشه بگين ماركي كه واسش گرفتين چيه

    هم اوني كه سياره هم اىني كه رو توالت ميزارين ممنون ميشم 😊موفق باشين ميخوام شروع كنم به اميد خدا پسرم ٢٦ ماهشه 😐

    1. سلام عزيزم
      اين لينك توالت سفرى

      https://www.amazon.co.uk/gp/aw/d/B001RH2RW4/ref=mp_s_a_1_37_a_it?ie=UTF8&qid=1469835684&sr=8-37&keywords=potty&pi=SY200_QL40&dpPl=1&dpID=31ect4z0jTL&ref=plSrch

      اين هم لينك لگنش كه هم خودشو مى شه استفاده كرد هم صفحه روش رو مى تونيد رو توالت فرنگى بذاريد.

      https://www.amazon.co.uk/gp/aw/d/B00F2MQ0GO/ref=mp_s_a_1_1_a_it?ie=UTF8&qid=1469835804&sr=8-1&keywords=thomas+potty&pi=SY200_QL40&dpPl=1&dpID=41qSdZ3Z%2ByL&ref=plSrch
      موفق باشيد😊👍🏻

  4. رايكا عزيز مرسي از توضيحتون من تجربه از پوشك گرفتن دومم هست و البته هرچند براي دختر اولم كي عجله داشتم، براي دومي عجله اي ندارم؛ اما موضوع نگران كننده اي كه براي پيش اومده تو ٢٥ ماهگي يعني دو هفته قبل دخترم دچار عفونت ادرار شد و از طرفي كاملن متوجه هستم كه آمادني از پوشك مرفتن رو نداره. اين كارم رو سخت كرده . اميدوارم تو تجربه دومم بتونم خونسرد تر باشم🌹

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *